خرید بک لینک
ایران یک اسم است ولی پشتوانه ای برای تمام فصول سال برای معنا داشتن زمینبرای یک تمدن افسوس نابخردان طمع به ریشه اش دارنددشمن از خودما و بین ماستهرکاری کردیم نشدخواستیم ، نشددرواقع زرومان نرسیدمنظور تغییر نظام نبود و نیستمنظور آسایش هموطنان بودسفره ای رنگیناما ، نشد ملتی که وام می داد الان چشم انتظار صدقه استاز که ؟از بیگانهاز خودیاز همسایه ...سِر شدیمبه این فلاکت عادت کرده ایمبعد می گفتند :پول بهتر است یا ثروت !بی شک این خائنین باهوش بوده و هستندحتی پدرانشانمی دانستند چه کنند چه بگویند تا باور کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا کاشانی تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 23:38

فقط اومدم بگم زنده ام

من و امثال من قدیمی ترین

زنده ام

وبلاگ نویسان این فضای لعنتی

بودیمُ هستیم

چه دوستانی بودن که الان نه

اینکه یاد هم نباشیم، بلکه اصلن

یادمان نمی آید که بوده اند .

لعنت به در روز جاریی که مانند دیروز

نیست ، نه حالُ هوایش نه رفاقت

هایش ، نه آدم های این نسل .

هنوز زنده ام اما دلتنگ اون روزها

برچسب: نویسنده: آریا کاشانی تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 23:38

( اولین پست در سال تازه ، چهارصدُ سه ) برمیگردم به گذشته، شکرِ خدا یه چیزایی تغییر مثبت داشته بگذریم آسمانِ زمین شاد استُ رخش تار ! ماه پشت به زمین دارد ، درحال تعریف کردن لطیفه ای ست برای ستاره ای که تازه متولد شده است کودکان شهابی در حال سرسره بازی از راه شیری زنی در حیاط خانه اش در مریخ مشغول انگور چیدن است و مرد همسایه ماه مشغول دید زدن اوستصدای خروپف خورشید بلند است که بی شک در این خواب سنگین رویای نورانی کردن روز آینده را می بیند .در کُره های شمالی فصل بهار است چون عطر شکوفه های بهاری ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا کاشانی تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 23:38

خسته ام

همچون گُلی سرخ

بریده از تنهایی

رگ هایش را از خاک در آورده

در بستر آفتاب

که دیگر نفس نکشد

آری ... گُلِ من

به فکر خودکشی ست ...

" حسین قاسمی _ رسا "

برچسب: نویسنده: آریا کاشانی تاريخ: جمعه 28 بهمن 1401 ساعت: 1:55

چه می شود ،دل کندنِ قطره از خانه ی خود ؟چه می شود ،خانه ی باران ویران می گرددو بارانبی امان بر سر زمین می ریزد ؟شاید بغض یک ابربا دیدن سرخیِ یک جویبر زمین افتاده های مظلومانشاید سیاهی های درون انسانبرای برگشتن به معصومیت از دست رفته شانیا شستن اشکی از روی گونه ی کودکیکنار پیکر پدر یا مادرشنمی دانم ؟اما هرچه هست می دانمتا دلی نشکند فرو نمی افتدابر باشد با قطره ایچشم باشد با اشکی ...: حسین قاسمی _ رسا " ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا کاشانی تاريخ: جمعه 28 بهمن 1401 ساعت: 1:55

و ...

روزی خواهد رسید به خاطر تمام

اشک هایم ، که دلیلش سبزماندن

گل های باغچه ی زندگی ام است ،

جوابگو خواهی بود .

و ...

چه راست گفت پیر فرزانه ام که هر

دلی شکست ، غنچه ای در آن

جوانه خواهد زد .

برچسب: نویسنده: آریا کاشانی تاريخ: جمعه 28 بهمن 1401 ساعت: 1:55

صفحه بندی