ایران یک اسم است ولی پشتوانه ای برای تمام فصول سال
برای معنا داشتن زمینبرای یک تمدن افسوس نابخردان طمع به ریشه اش دارنددشمن از خودما و بین ماستهرکاری کردیم نشدخواستیم ، نشددرواقع زرومان نرسیدمنظور تغییر نظام نبود و نیستمنظور آسایش هموطنان بودسفره ای رنگیناما ، نشد ملتی که وام می داد الان چشم انتظار صدقه استاز که ؟از بیگانهاز خودیاز همسایه ...سِر شدیمبه این فلاکت عادت کرده ایمبعد می گفتند :پول بهتر است یا ثروت !بی شک این خائنین باهوش بوده و هستندحتی پدرانشانمی دانستند چه کنند چه بگویند تا باور ک
برچسب:
نویسنده: آریا کاشانی

فقط اومدم بگم زنده ام
من و امثال من قدیمی ترین
وبلاگ نویسان این فضای لعنتی
بودیمُ هستیم
چه دوستانی بودن که الان نه
اینکه یاد هم نباشیم، بلکه اصلن
یادمان نمی آید که بوده اند .
لعنت به در روز جاریی که مانند دیروز
نیست ، نه حالُ هوایش نه رفاقت
هایش ، نه آدم های این نسل .
هنوز زنده ام اما دلتنگ اون روزها
برچسب:
نویسنده: آریا کاشانی
( اولین پست در سال تازه ، چهارصدُ سه ) برمیگردم به گذشته، شکرِ خدا یه چیزایی تغییر مثبت داشته
بگذریم آسمانِ زمین شاد استُ رخش تار ! ماه پشت به زمین دارد ، درحال تعریف کردن لطیفه ای ست برای ستاره ای که تازه متولد شده است کودکان شهابی در حال سرسره بازی از راه شیری زنی در حیاط خانه اش در مریخ مشغول انگور چیدن است و مرد همسایه ماه مشغول دید زدن اوستصدای خروپف خورشید بلند است که بی شک در این خواب سنگین رویای نورانی کردن روز آینده را می بیند .در کُره های شمالی فصل بهار است چون عطر شکوفه های بهاری
برچسب:
نویسنده: آریا کاشانی
برچسب:
نویسنده: آریا کاشانی